خانه / ایثارگران / شهید سید عبدالکریم هاشمی نژاد

شهید سید عبدالکریم هاشمی نژاد

مشخصات

تصویر شهید ثبت نشده است. کد شهید: ۰۰۰۰۰۰۵ تاریخ تولد : ۱۳۱۱/۰۵/۰۵
نام : سید عبدالکریم محل تولد : بهشهر
نام خانوادگی : هاشمی نژاد تاریخ شهادت : ۱۳۶۰/۰۷/۰۷
نام پدر : سید حسن مکان شهادت : مشهد مقدس
تحصیلات : حوزوی منطقه شهادت :
شغل : روحانی یگان خدمتی :
گروه مربوط : فرماندهان ارشد شهید خراسان
نوع عضویت : فرمانده هان رده یک مسئولیت : مبلغ‌(تبلیغات‌)
گلزار : حرم‌مط‌هرامام‌رضا علیه‌السلام

زندگی نامه

درتاریخ ۵/۵/۱۳۱۱شمسی در شهر علم خیز بهشهر از استان مازندران در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود. پدرش سید حسن مردی با ایمان و با تقوا و کاسب محل بود که با زحمت فراوان مخارج  زندگی خود و خانواده اش را تامین می کرد.

دوران رشد و بالندگی سید عبدالکریم با اوجگیری حکومت دیکتاتوری رضاخان مواجه بود. رضاخان در دوران حکومت ننگین خود دین و دینداری را تحت فشار  و اختناق قرارداده بود و در شهریور ۱۳۲۰ یعنی زمانی که سید عبدالکریم  ۱۰ ساله بود خاک ایران را ترک می کند و پسرش محمد رضا به حمایت انگلیس و آمریکا بر تخت سلطنت قرار می گیرد که او نیز دنباله روی سیاستهای پدرش بود.

در همین ایام سید عبدالکریم که دارای هوش و ذکاوت خاصی بود ضمن درس خواندن بعد ازظهرها در مغازه پدرش به او کمک می کرد و از آنجائیکه علاقه شدید به علم داشت ‘  با تشویق پدرش در حوزه علمیه ی آیت ا… کوهستانی در روستای کوهستان در ۶ کیلومتری بهشهر همراه دیگر طلبه های جوان و با هدفی پاک و بی آلایش و با اخلاص و تشنه علم و اخلاق مجذوب رفتار حکیمانه آن استاد الهی شده و با جدیت و تلاش به تحصیل علم پرداخت تا جائیکه در طول ۴ سال دروس مقدماتی و مقداری از درس سطح فقه و اصول را به پایان رساند . این دوره از زندگی اش نقطه عطفی بودکه با عظمت و زیبایی از آن یاد می کرد. پس از این ایام با کسب اجازه از محضر استاد کوهستانی عازم حوزه علمیه قم شده و به ادامه تحصیل در زمینه فقه و اصول پرداخت و از اساتید بزرگی  بهره برد و در درس خارج فقه و اصول حضرات آیات عظام  بروجردی ‘ علامه طباطبایی و امام خمینی (ره) شرکت نمود و از اساتید دیگرآیت ا… صدوقی سید رضا صدر  آیت ا… مجاهدی و مرحوم  داماد کسب علم نمود و در سال ۱۳۴۰ پس از فوت آیت ا… بروجردی به مشهد مقدس مشرف شد و در درس آیت ا… میلانی و آیت ا…  شیخ مجتبی قزوینی به تحصیل پرداخت . وی در سال ۱۳۳۵ در سن ۲۵ سالگی با همشیره آقای سید حسن ابطحی ازدواج نموده و خطبه عقد آن دو در جوار حرم مطهر حضرت رضا (ع) با حضور آیت ا… میلانی انجام می شود و با تشکیل خانواده زندگی بسیار ساده و بی آلایشی داشت که با شهریه ی طلبگی ‘ زندگی خود را اداره می کرد  و بقیه آنرا از درآمد منبر و یا حق التالیف آثار بدست می آورد و مخارج زندگی اش را تامین  می نمود.

سید عبدالکریم در برابر خداوند تسلیم محض بود و علاقه و ارادت خاصی نسبت به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام داشت و از کبر و غرور منزه بود و با توده مردم بخصوص قشر مستضعف و محروم رابطه نزدیکی داشت و به یاری آنان می شتافت . ایشان نسبت به مسائل فرهنگی بسیار حساس و با مسئولیت بود و در این راه نیز زحمات زیادی کشید .

به همین مناسبت از سال ۱۳۴۰ با برپایی مجالس تبلیغی و آگاهی دادن به مردم همت گماشت و همواره به سفرهای تبلیغی در شهرهای مختلف عازم می شد و در سال ۱۳۴۳ با همکاری سید حسن ابطحی کانون بحث و انتقاد دینی را جهت ارشاد نسل جوان بنا نهادند . این کانون دارای دو شعبه بود که شعبه مرکزی آن در مسجد صاحب الزمان (عج) واقع در فلکه صاحب الزمان (عج) قرار داشت . این کانون تا سال ۱۳۵۱ ادامه داشت تا اینکه ساواک سخنرانی و پاسخگویی به سئولات جوانان را  از ناحیه شهید هاشمی نژاد ممنوع نمود .

اما سید عبدالکریم همچنان به مبارزات سیاسی خود ادامه می داد و آشکارا جنایات خاندان  پهلوی را آشکار می نمود و بارها و بارها در این خصوص بازداشت و زندانی و مورد شکنجه قرار گرفته بود.

در سال ۱۳۴۲ در ایام دهه فاطمیه مجالسی در سطح شهر مقدس مشهد برپا شد. شهید ابتدا در منزل آقای اخوان فاطمی واقع در کوچه عباسقلی خان جنب گرمابه اسلامی منبر می رفته و در شبهای ۲۱ و ۲۲ و ۲۳ سال ۱۳۴۲ در مسجد فیل واقع در پایین خیابان منبر داشتند و در آنجا درباره حقوق  زن و انجمن های ایالتی و ولایتی و کاپیتولاسیون صحبت می کردند که در شب سوم روز ۳ شنبه ۲۳/۷/۱۳۴۲ مامورین شهربانی مسجد را محاصره کردند و قصد بردن شهید هاشمی نژاد را داشتند . در این حادثه که جمعیت منسجم حدود پانزده هزار نفر بوده است تعدادی شهید ‘  تعدادی مجروح و تعدادی اسیر و زندانی شدند و شهید بزرگوار بازداشت و زندانی و سپس ممنوع الملاقات شدند . رژیم منحوس با تلگراف ابراز تاسف آیت ا… میلانی ‘ شهید را به دو ماه زندان قابل خرید محکوم نمود . ضمن اینکه دادستان تقاضای اعدام  برای ایشان نموده بود . در همان شبها رادیو بی بی سی اعلام کرد که در مشهد حادثه مسجد فیل را که از نادرترین حوادث می باشد ‘  شیر بچه ای در مشهد بوجود آورده است . بعد از آن شهید هاشمی نژاد بارها و بارها دستگیر و زندانی شدند تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ که از زندان آزاد گردیدند و در سنگر دبیر کل حزب جمهوری اسلامی مشهد جهت ارتقای سطح آگاهیهای اعضا و حزب جوانان خدمات شایسته ای را انجام دادند . سپس وی با رای قاطع مردم استان مازندران به مجلس خبرگان راه یافته و در تصویب قوانین حیاتی چون ولایت فقیه بیشترین نقش را  ایفا نمودند . در قضایای جنگ تحمیلی یکی دو نوبت به همراه رهبر معظم انقلاب حضرت آیت ا… خامنه ای به مناطق جنگی رفته و در افشای خیانتهای بنی صدر ملعون و جبهه متحد لیبرالهای سلطنت طلب و منافقین سهم بسزایی داشتند.

اما نقشه ترور شهید هاشمی نژاد از درون سازمان منافقین طرح ریزی شد و صبح روز هفتم مهر ماه ۱۳۶۰ همزمان با شهادت حضرت جواد الائمه علیه السلام طبق معمول در کلاس درس حضور یافته و ساعت ۸ صبح هنگامی که در حال خروج از حزب بودند در محل درب خروجی حزب جمهوری اسلامی به خیل شهدا پیوست و پیکر پاکش در حرم مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) بخاک سپرده شد و سه روز عزای عمومی در خراسان اعلام گردید . مدت زندگی شهید حدود ۴۹ سال و ۲ ماه و ۲ روز بوده است .

 

روحش شاد و یادش گرامی باد – همرزم شهید حاج مهدی خسروی

 

آثار منتشر شده شهید :

مناظره دکتر و پیر – درسی که حسین (ع) به انسانها آموخت – پاسخ ما به مشکلات جوانان – اصول پنجگانه اعتقادی – راه سوم بین کمونیزم و سرمایه داری – قرآن و کتابهای دیگر آسمانی – رهبران راستین – مسایل عصر ما – ولایت فقیه – رسالت انقلابی امام حسین (ع) – ضرورت تشکیلات – هستی بخش – مبارزه با جهل و مادیت – مقام شهید – مشکلات بزرگ نسل ما – مشکلات مذهبی روز . شهید آثار دیگر و آثار چاپ نشده ای نیز داشتند .

سخنی از حضرت امام خمینی (ره) به مناسبت شهادت شهید :

در روز شهادت امام جواد علیه السلام یکی از فرزندان و تبار آن خانواده به شهادت رسید. من از نزدیک با او و خصال و تعهدش آشنا بودم و آن را لمس کرده بودم  و مراتب فضل و مجاهدت او بر اشخاص آشنا ‘ پوشیده نیست .

لقب فاضل و جوانمرد توسط حضرت امام (ره) به شهید هاشمی نژاد داده شده است .

سخنی از رهبر معظم انقلاب حضرت آیت ا… خامنه ای همسنگر شهید با تجلیل از مقام والای شهید :

شهید مسئولیت سنگین خود را از سال ۱۳۴۱ تا روز شهادت یعنی در طول ۱۹ سال به خوبی انجام داد و با کمال سر بلندی و سرافرازی به لقاء ا… پیوست .

—-

سخنرانی منتشر نشده سید عبدالکریم هاشمی نژاد درباره مقام شهید

شهید هاشمی نژاد،خطیبی توانا بود که با بیان کوبنده و رسای خود هم در مخاطب شور ایجاد می کرد و هم شعور و معرفت او را تعمیق می بخشید. آن اندیشمند، در یکی از مجالسی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای بزرگداشت شهدا برپا شده بود، به بیان مقام شهید از نظر مکتب اسلام پرداخت که بخشی از این سخنرانی از نظر شما می گذرد:

این مجلس به مناسبت تجلیل از مقام شهید تشکیل شده فرصت مناسبی است تا چند جمله ای را در این باره عرض کنم. تقاضا می کنم که خانواده های عزیز شهیدان گرامیمان به این بخش کوتاه سخنم توجه کنند! هر انسانی و به طور کلی هر موجود زنده ای دارای یک تولد است و یک مرگ. هر انسانی یک روزی از مادر متولد می شود و روزی هم از جهان رخت برمی بندد و به سراغ جهان دیگر می رود. هم موجودات جاندار و هم حیوانات این تولد را دارند و بعد هم این تولد به دنبال خودش مرگ دارد. هیچ موجود زنده ای نیست که روزی متولد شود و روز دیگر مرگ به سراغ او نیاید؛ اما ما یک نوع تولد های دیگری داریم که این تولدها به دنبال خودش مرگ ندارد و این تولدها مانند تولد اول نیست که هر انسانی این تولد را دارد وهر موجود زنده و حیوانی هم آن تولد را دارد. این نوع تولد در اختیار همه کس نیست در انحصار انسان های ممتاز و افراد مشخص و معینی است و آن تولد، تولد شخصیت انسان هاست؛ مثلا روز مبعث ،روز مبعث با روز ولادت رسول اکرم (ص) تفاوتی که دارد این است که در روز ولادت پیغمبر خدا (ص) پیغمبر از مادر متولد شد اما در روز مبعث شخصیت پیغمبر تولد پیدا می کند. این نوع تولد که در اختیار هم انسان ها نیست، متعلق به هم انسان ها نیست ودر انحصار جمع خاصی هم نیست تولد شخصیت انسان هاست که به دنبال خودش مرگ ندارد. این تولد در بسیاری از انسان هایی که بتوانند موفق بشوند و به این مرحله برسند از طرق گوناگون و با استفاده از عوامل مختلف به وجود می‌آید؛ یکی از مهم ترین عواملش شهادت است. شهید با شهادت خودش تازه متولد می‌شود؛ ولی این که قرآن دارد روی این مسئله تکیه می کند «ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون» اصلا این فکر را نکنید که شهید مرده؛ خیر شهید زنده است؛ چرا قرآن روی این مسئله با این تأکید تکیه می کند؟ برای این که شهید با شهادت خودش تازه تولد پیدا کرده است، اما از آن نوع تولدی که مرگ را به دنبال ندارد حیات ابدی دارد وهیچ عاملی نمی تواند روی این تولد خط قرمز بکشد؛ بنابراین ما وقتی دربار شهید صحبت می کنیم یعنی یک انسانی که از انسان های دیگر جدا شده و به پرواز خود به سوی تکامل وملأ اعلی و خدا ادامه داده آن قدر رفته و رفته و در یک مقام والایی قرار گرفته است که خداوند به زبان پیغمبرش حیات دائمی او را تضمین کرده و روی این مسئله تکیه کرده و به مردم می گوید حتی فکر نکنید که شهید مرده است، آدم زنده تا حالا شنیده بودیم که راه برود غذا بخورد، نفس بکشد حالا اگر زندگی یعنی این، حیوانات هم چنین زندگی را دارند. شهدا یک حیات دیگری دارند آن ها مرگی را انتخاب کردند با اراد خودشان که با انتخاب آن مرگ، تولدی پیدا کردند که به دنبال آن تولد، مرگ و نابودی و نیستی وجود ندارد و لذا وقتی یک بچه از مادر متولد می شود در یک خانواده تولد پیدا می کند برایش شناسنامه می گیرند این پسر کیه؟ پدرش کیه؟ و مادرش کیه؟ این تولد اولی است؛ در تولد اولی هر انسانی در یک محیط خانوادگی تولد پیدا می کند؛ در خانواد مشخص و در یک جمع محدودی قرار می گیرد؛ ولی در تولد دوم چطور؟ در تولد دوم آیا برای شهید شناسنامه می گیرند؟ بله اما وقتی می خواهند بنویسند این متعلق به چه خانواده ای است؟ مال کیه؟ می نویسند: مال اسلام است و هم جهان. این جا دیگر شهید آن چنان اوجی پیدا کرده که در این اوج آن چارچوب قبلی خانوادگی را در هم شکسته؛ دیگر متعلق به چنان پدر و چنان مادری نیست. متعلق به جامع انسان هاست و متعلق به اسلام و متعلق به خداست. کسی که خدا هم می گوید من خون بهای آن هستم، حالا به این ترتیب باید به پدران و مادران شهید تبریک گفت یا تسلیت؟ در جامع امروزی که متأسفانه متأثر از دنیای غرب و شرق، مادی است و همه چیز را از این زاویه نگاه می کنند، وقتی در یک خانواده پسر می رود دیپلم می گیرد، لیسانس می گیرد، شغلی پیدا می کند، یک موفقیت این جوری پیدا می کند، پدر و مادر تبریک می‌گویند چرا؟ می گویند این بچه یک مرحله جلو رفته اما وقتی از یک خانواده بچه ای شهید می‌شود، اولین منادی خداست آن هم در کتاب آسمانی، آن هم به این صورت روی آن تکیه کرده، آن وقت باید به این پدر و مادر تبریک گفت یا تسلیت؟!.

درصدر اسلام مادری جوانش را می فرستد به جبه جنگ، این پسر می رود به جبهه. فرزند منحصر به فرد خانواده است. مادر این جوان دم در خانه ایستاده است که فرماند سپاه اسلام وقتی دارد رد می شود یک بقچ پیچیده کوچکی به او می دهد؛ می گوید این هم امکاناتی است که داشتم برای کمک به ارتش اسلام. چیزی در داخل آن بسته بود. این فرمانده می رود اتفاقا در بین راه یا درداخل جبهه اوایل جنگ با فرزند همین زن برخورد می کند؛ نمی داند آن زن مادر این جوان است. برایش نقل می کند که بله من با یک زن مسلمانی برخورد کردم و او ذخیره ای که داشت ذخیره ای که هم امکاناتش بود، این را در اختیار ما قرار داد، برای کمک به ارتش اسلام. این جوان سؤال می کند و او خصوصیاتش را نقل می کند. جوان می گوید: این زن مادر من است و مرا به جنگ فرستاده و اتفاقا من فرزند منحصر به فرد او هستم. -مادرها تقاضا می کنم دقت بفرمایید- فرماند سپاه مراقب این جوان است می‌بیند در جبهه خوب می جنگد، ولی بعد از پایان جنگ یا قبل از پایان جنگ متوجه می‌شود که این پسر جوان ضرب سختی دیده و از اسب روی زمین افتاده و خون از بدنش جاری است. به سراغش می‌آید، جوان به او می‌گوید: اگر برگشتی به مدینه سلام من را به مادرم برسان و بگو من تا آن جایی که توانایی داشتم از اسلام و شرف پیغمبر حمایت کردم. وقتی جنگ خاتمه پیدا می کند فرماند سپاه برمی گردد و به مدینه می‌آید؛ در خان همان زن در می زند این زن یعنی مادر آن جوان می آید دم در؛ وقتی می آید سلام می کند به این فرمانده. قبل از این که فرمانده حرفی بزند می گوید: تو آمدی به من تبریک بگویی یا آمدی تسلیت بگویی؟ می پرسد چطور؟ می گوید: اگر جوان من به شهادت رسید و خدا این شایستگی را به من داد که پرورش یافت دامان من فدای اسلام قرآن پیغمبر بشود و موجب بقای نام خدا در جهان بشود به من تبریک بگو؛ ولی اگر من این افتخار را نداشتم به من تسلیت بگو. می گوید حالا که این جور است به تو تبریک می گویم جوان تو به شهادت رسید؛ این یک واقعیت است. خاندان شهیدان! پدران! مادران! همسران! فرزندان! خواهران! برادران شهدا! ملت ما وما در برابر شما حداکثر خضوع را داریم و ما می دانیم اگر امروز فریاد اسلام در این مملکت بلند است به خاطر فداکاری فرزندان عزیز شماست صریح عرض کنم اگر امام فریاد می زند و امام رهبری می کند مدیون فداکاری فرزندان شماست و خون عزیزان شماست اما این جمله را هم به شما عرض بکنم این خداست که بر شما منت گذاشته و این افتخار را به شما داده است این واقعیتی است که شما در گذشته مانند یکی از خانواده های معمولی زندگی می کردید، اما امروز این جور نیستید فرزند شما متعلق به شما بود اما امروز فرزندان اسلام هستند می دانید فردا بچه هایتان را کجا باید در قیامت پیدا کنید همسرانی که شوهرانتان را از دست دادید مادران و پدرانی که بچه هایتان را از دست دادید عزیزانی که شما هم پدرانتان را هم از دست دادید خواهران و برادرانی که برادرتان را از دست دادید می دانید فردا در قیامت بچه هایتان با چه کسانی می‌آیند در قیامت و کجا می توانید آنان را پیدا کنید؟ قرآن بیان می کند می گوید «یوم یدعی کل اناس بامامهم»

در قیامت هر جمعی را با رهبر و امامش محشور می کنیم یعنی در قیامت با حضرت سیدالشهداء امام هم شهیدان که پرچم شهادت در دست نازنین‌شان است محشور می شود و شهدا آن جا هستند و شمابچه‌هایتان را آن جا پیدا می‌کنید همسرانتان را آن جا پیدا می کنید برادرانتان و پدرانتان را آنجا پیدا می کنید آن ها توی آن صف می آیند ساده نیست در قیامت شما به آن ها دسترسی پیدا می‌کنید البته طبق آموزه‌های اسلامی‌مان شهید هر چه شفاعت کند پذیرفته می‌شود. بدون شک شهیدانمان برای ما و برای اسلام افتخار آفریدند …

منبع: ویژه‌نامه – ویژه نامه جوانمرد فاضل – مورخ پنج‌شنبه ۱۳۹۰/۱۱/۲۷ شماره انتشار ۱۸۰۵۶

وصیت نامه

وصیت نامه شهید ثبت نشده است.

خاطرات

موضوع راوی
بدون موضوع محمد جواد هاشمی نژاد

کتب

عنوان کتاب نویسنده ناشر
یاران خراسانی علیرضا قربانی و همکاران ستاره ها

صوت و تصویر

عنوان نوع حجم
تصویر اندازه بزرگ سردار روحانی شهید سید عبدالکریم هاشمی نژاد عکس ۶۱۰٫۵ کیلو بایت

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *